عبد الرزاق اللاهيجي

76

سرمايه ايمان در اصول اعتقادات ( فارسى )

فصل ششم در بيان حسن تكليف بدان كه تكليف در لغت به معنى بر مشقّت داشتن است ، و در عرف شرع عبارت از دعوت الهى است مر عباد را ، به امور شاقّه ، دعوتى مشتمل بر وعده و وعيد . و مراد از وعد ، وعده دادن است به ثواب در آخرت . و وعيد عبارت از بيم دادن است از عقاب در آخرت . و مراد از ثواب نفع رسانيدن است از روى تعظيم . و مراد از عقاب ضرر رسانيدن است از روى اهانت . چون اين معانى را دانستى ، بدان كه خلاف كرده‌اند قائلين به حسن و قبح عقليين در آنكه حسن تكليف عقلى است به معنى اخص يا نه ؟ و مراد از عقلى به معنى اخص آن است كه عقل مستقل باشد در ادراك جهات حسن و قبح بدون استعانت به كشف شرع . و عقلى به معنى مذكور سابقا ، اعمّ بود از اينكه محتاج به كشف شرع باشد يا نه . پس هر چه محتاج به كشف شرع نباشد عقلى به معنى اخص باشد . و هر چه محتاج به كشف شرع باشد شرعى به معنى مقابل عقلى به معنى اخص . پس آنان كه متّفق‌اند در عقلى بودن حسن تكليف به معنى اعم ، مختلفند در اينكه عقلى به معنى اخصّ نيز هست يا نه ؟ و تكليف بر دو گونه است : يكى تكليف عقلى مانند حكم عقل به وجوب واجبات عقليّه و حرمت محظورات عقليّه . چه حكم عقل دعوتى است الهى كه حامل آن عقل است . چنان كه شرع دعوتى است الهى كه حامل آن نبىّ است . لهذا بعضى از اكابر گفته‌اند : « عقل شرعى است از داخل ، و شرع عقلى است از خارج » . دوم تكليف شرعى ، مانند حكم شرع به واجبات شرعيه و محرّمات شرعيه . و شك نيست در عقليّت حسن تكليف عقلى . بلكه نزاع در تكليف شرعى است يعنى عقل مىيابد حسن تكليفات شرعيّه رايانه ؟